تبلیغات
هر آنچه بخواهید - من دیگه هیجی نمیگم

من دیگه هیجی نمیگم

پنجشنبه 31 مرداد 1392 11:10 ق.ظنویسنده : سینا

 

تو تاکسی نشسته بودم,
یهو راننده با یکی دیگه از راننده ها سر مسافر دعواش شد,
رانندهه وسط خیابون بلند داد زد:
برو عمه ننه, مسافر تخم منم نیس! :|
بعد یه نگا به من کرد و گفت: البته شما هستید! :|

جا داره از همینجا ازش تشکر کنم که منو تخم خودش حساب کرد واقعن


آخرین ویرایش: - -

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.